تبلیغات
وبلاگ دوست داران فوتبال - رود فان نیستلروی
جمعه 25 دی 1388

رود فان نیستلروی

   نوشته شده توسط: امپراطورجومونگ    نوع مطلب :زندگینامه بازیکنان خارجی ،

« رود» درتاریخ اول ژوییه سال 1976 در شهر « اس » هلند به دنیا آمده است ؛ در خانواده ای که هم پدرش « مارتین » و هم مادرش « آن » از ورزشکاران حرفه ای هلند بودند . اسم کامل او « روتجروس یوهانس مارتینیوس فان نیستلروی » است.آقا و خانم « نیستلروی » خیلی زودفهمیدند.........

 

بیوگرافی رود فان نیستلروی
 رود فان نیستلروی
 

« رود» درتاریخ اول ژوییه سال 1976 در شهر « اس » هلند به دنیا آمده است ؛ در خانواده ای که هم
پدرش « مارتین » و هم مادرش « آن » از ورزشکاران حرفه ای هلند بودند . اسم کامل او « روتجروس یوهانس مارتینیوس فان نیستلروی » است.آقا و خانم « نیستلروی » خیلی زود قهمیدند صاحب کودکی خاص هستند. او بسیار با استعداد بود و علاوه براین در تنیس ، ژیمناستیـــک و فوتبال از خود نبـوغ فوق العاده ای نشان می داد و از شش سالگی به عضویت باشگاه « نوییت گداخت » در آمد .


بعد از جدایی پدر و مادر ؛ « رود » و پدرش در دهکده ای در جنوب هلند ساکن شده بودند ، جایی خوش آب
و هوا در نزدیکی شهر کوچک « گفن » که خانه پدربزرگ و مادربزرگ پدری « رود » آنجا بود . هنوز هم پدرش « مارتین » فیلمهای بسیاری را که با دوربین خودش از پسرش گرفته ، در خانه اش نگه داشته است  در این فیلمها « رود » کوچک رامی بینیم که در زمین های اطراف خانه پدری اش با پسرهای بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کند و به راحتی همه را دریبل می زند و کسی به پای او نمی رسد .

در یکی از این فیلمها در یک بازی رده نوجوانان ، « رود » ضربه کرنری زده که مستقیم وارد دروازه شده است .« رود » از چهارده سالگی در باشگاه « مارگریت » هلند عضو شد و بالاخره در شانزده سالگی به باشگاه « دن بوش » هلند پیوست .

در سال 1997 « رود » با پیشنهاد « فاپ دی هان » یکی از شناخته شده ترین مربیان و مدیرفنی سابق تیم ملی هلند که با پدر و مادرش آشنایی داشت ، به باشگاه « هیرنوین » ملحق شد و یادگیری زیر نظر « دی هان » را آغاز کرد. « هیرنوین » شهری است در شمال هلند ، بد آب و هوا و کویر مانندی قطبی ، با مردمی که فقط به زبان محلی خودشان حرف می زنند . « رود » از خانه دور بود ، اما گل زدن را در آنجا به معنای واقعی کلمه یادگرفت .
خودش اینگونه به یاد می آورد : « وقتی وارد باشگاه شدم ، فقط یه بچه خوب بودم .» لبخند کوچکی می
زند و ادامه می دهد : « می رفتم سر تمرین ، بازی مو می کردم و کلی هم با بازیم حال می کردم و اصلاً به فکرم هم نمی رسید که می شه پیشرفت هم کرد . » او در آن زمان در پست هافبک بازی می کرد و بالاخره
یک روز آقای « دی هان » تصمیم گرفت با او صحبت کند :

- « یه روز « فاپ » اومد سراغم و گفت : « رود ، پس کی می خوای واسه ما گل بزنی ؟ » فکری کردم و گفتم : « بله آقای مربی ، سئوال خوبیه ! » فاپ گفت : « یه هدف برای خودت تعیین کن ، تو واقعاً می خوای به چی برسی ؟ » بعدش هم رفت توی مصاحبه ش قشنگترین حرفی رو که یه مربی می تونه درباره بازیکنش بگه ، درمورد من گفت : « رود کاری رو که همه با دستاشون می کنن ، می تونه با پاش بکنه . »

و بعد اومد به من گفت: « رود ، تو می تونی یه بازیکن بزرگ بشی » و اون موقع بود که من فکر کردم شاید هم واقعاً بتونم ..

از آن به بعد « رود » از یک هافبک به یک مهاجم میانی تــبدیل شد و گل زدن را شروع کرد . او چندیـن ساعت تا « آمستردام » رانندگی می کرد تا مهارتهای کنترل توپ را از « دنیس برگ کمپ » یاد بگیرد و حالا دیگر همه « رود فان نیستلروی » می شناختند.

زمانی که « سر بابی رابسون » هدایت « پی اس وی آیندهوون » را برعهده گرفت ، چند روزی بود که باشگاه رکورد نقل و انتقالات هلند را شکسته بود : انتقال « رود » به « آیندهوون » با 2/4 میلیون پوند ، یعنی پنجاه برابر حقوقش در « هیرنوین » .

« رابسون » درباره او می گوید : « از اول معلوم بود که یک ستاره توی تیممون داریم . عادت داشت منو « آقای مربی » صدا کنه ، خیلی مؤدب و محترم بود ، خیلی تلاش می کرد و علاقه زیادی به یادگرفتن همه چیز داشت .» اما روزی که « رود » به اتاق « رابسون » رفت و از او پرسید : « آیا خیلی عالی نیست که او در کنار « پل اسکولز» بازی کند؟ » ؛ هنوز خبری از پیشنهاد منچستر یونایتد نبود ، و این یعنی رویای شیاطین سرخ از خیلی وقت پیش ذهن « رود » را اشغال کرده بود . بالاخره رویا به حقیقت پیوست و « سر الکس فرگوسن » علاقه خود را به در اختیار گرفتن « رود » نشان داد .

« رود » خیلی خوشحال به نظر می رسید ، قرارداد 19 میلیون پوندی در مراحل آخر بود و قرار بود یکی دو روز دیگر چمدان کوچکش را ببندد و به انگلستان پرواز کند که آن اتفاق وحشتناک روی داد . درزمین تمرین « آیندهوون » در روزی که قرار بود آخرین روز تمرین « رود » با آنها باشد ، ناگهان به زمین افتاد . به قول یکی از کمک مربی های باشگاه ، « قابل تحمل نبود که آن پسر پیچیده و فوق العاده را ببینی که بر زمین افتاده و زانویش کاملاً خرد شده است . » دکترها پایش را دیدند و اعلام کردند که دیگرهرگز خوب نخواهد شد . دنیای « رود » فرو ریخته بود .

« رود » به یاد می آورد : « آن موقع احساس می کردم از بالاترین قله کوه پرت شده ام و حالا دارم به اعماق زمین سقوط می کنم .»

ولی « سر آلکس » بود که دوباره یکی از آن تصمیم های مخصوص خودش را عملی کرد. قرارداد در ناباوری همه امضا شد و منچستریونایتد اجازه داد « رود » یک سال دیگر در هلند بماند وآنقدر معالجه اش را پی گیری کندتا بالاخره معجزه روی دهد . کادر پزشکی منچستر در این یک سال همواره همراه او بودند.

« رود » می گوید : « همه زندگیم در بیمارستان می گذشت و نمی توانستم بیکار هم بمانم . در تمام این یک سال به عنوان فیزیوتراپیست با بیماران ریوی کار می کردم . هم بیمار آن بیمارستان بودم و هم کارمند آنها ، از دوشنبه تا جمعه ، از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر .»

بالاخره کابوس تمام شد و« رود » به « الد ترافود » قدم گذاشت و« فرگوسن » درباره اش به هواداران منچستر گفت : « او دیگر خوب شده است، نگران قدمهایش نباشید . »

پس از حضور 10 یا 11 سال در الد ترافورددرحالی که  رود 29 سال داشت راهی مادرید شد وهم اکنون درپرافتخارترین باشگاه جهان توپ می زند.

او که اکنون از وضعیت خود در رئال راضی نیست قرار است قرار است در نقل انتقالات زمستانی از رئال جدا شود.

· واقعیتهایی درباره « رود فان نیستلروی »

-« رود » با پای راست فوتبال بازی می کند ، ولی چپ دست است .

- او در ژوییه سال 2004 با « لئونتین اسلات » ازدواج کرده است . « لئونتین » در سالهای کودکی « رود » دخترکی بود ساکن همان دهکده کوچک در جنوب هلند و حالا دانشجوی رشته عکاسی دانشگاه « منچستر» است .

- پدر و مادر « رود » حالا دوباره با هم زندگی می کنند .

- « رود » به چهار زبان هلندی ، انگلیسی ، آلمانی و فرانسوی مسلط است .

- بهترین دوستش  « اوله گونار سولسکیائر » است .

- « رود » وقتش را با مطالعه زیاد ، گوش کردن موسیقی و فیلم دیدن می گذراند .

- فیلم مورد علاقه او : « پالپ فیکشن » ساخته « کوئنتین تارانتینو » است .

- کتابهای نوشته « جان گریشام » را دوست دارد و کتاب مورد علاقه اش « راز داوینچی » است .

- از بازیگران سینما از « مورگان فریمن » و« نیکول کیدمن » خوشش می آید و ازبین اهالی موسیقی از : « آرتا فرانکلین » و« کرت کوبین ( نیروانا ( » .

- و بالاخره ؛ با اینکه از غروری که نزد اکثر بازیکنان هلندی وجود دارد ، در وجود « رود » خبری نیست، او « عاشق » پیراهن نارنجی « هلند » است .

 

 


georgiedorvillier.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:12 ب.ظ
I am curious to find out what blog platform you have been utilizing?
I'm having some small security issues with
my latest website and I would like to find something more risk-free.
Do you have any suggestions?
kyungklauer.weebly.com
شنبه 14 مرداد 1396 05:20 ب.ظ
Fine way of explaining, and fastidious piece of writing to take facts
concerning my presentation focus, which i am going to
present in institution of higher education.
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 06:15 ق.ظ
Hi there, the whole thing is going well here and ofcourse every
one is sharing information, that's really fine, keep up writing.
ستاره
جمعه 25 دی 1388 12:52 ق.ظ
سلام
لینک باکس پارسیان
ثبت لینک شما بدون نیاز به قرار دادن لینک باکس ما در وبلاگ شما
کافیست لینک ما را ثبت کنید و لینک خود را ارسال نمایید
ما را با نام تبلیغات پارسیان به آدرس www.parsiane.com لینک کنید
منتظر حضور گزم شما هستیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر